ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثنا و ثمین و دائی مهدی

1390/12/12 22:14
نویسنده : مامانی
1,256 بازدید
اشتراک گذاری

فسقلیهای من سلام.امشب بعد از مدتها دائی مهدی اومدن خونمون.فردا جلسه دارن برای همین اومدن.وقتی به ثنا گفتم از خوشحالی یک متر پرید هوا.بعد با بابارضا رفتند دنبالش.وقتی که اومدن،اولش ثمین یه کم غریبی کرد اما بعدش خوب شد.دائی میگه بچه ها خیلی بزرگ تر شدن ماشااله.برای شام دست بکار پیتزا شدم.البته چند شب پیش هم درست کرده بودم و چون اولین بارم بود که خودم خمیرش رو آماده میکردم و ناشی بودم اومدم و مواد رو دو برابر کردم و نتیجه این شد که از ساعت 4 بعدازظهر تا 10 شب مجبور شدم کلی پیتزا درست کنم.ساعت 10 دیگه اومدم و شلال افتادم رو تخت!ثنا که کلی خوش بهش گذشت چون تو درست کردنشون کمک کرد همچنین توی تزئین اونها.شب بعدش دو تا از اونها رو بردیم و رفتیم خونه ی عمو علی اینا.ثنا هم یکی از گل رزها رو فرداش برد مهد و به همه ی دوستاش داده بود.خلاصه پیتزای بابرکتی بود.دست مامان حنا جون درد نکنه .من که خیلی از غذاها و دسر هاشون رو درست کردم.کلی این تنوعها توی روحیه مون تاثیر مثبت گذاشته.

بقیه شون رو حتما ببینید

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (21)

خاله سودابه
13 اسفند 90 0:27
مامان حنا من یه کامنت طولانی واست گذاشتم اومده؟


بهبخشید الان ای که گفتی یعنی چه؟!:؟
مامان حنا یا مامان ثنا؟
اگه مائیم پس کامنتتون نیومده
زهره مامان آریان جون
13 اسفند 90 1:17
به به چه غذاهای خوشمزه ای.چه سلیقه ای
دهنمون آب افتاد.
نوش جونتون


بفرمائید
مامان حنا
13 اسفند 90 5:30
سلام عزیزم چشمتون روشن
داییتون هم خیلی خوش اومدن
خانومی دست گلت درد نکنه واقعا عالی شده ماشالله کدبانو و هنرمند هستین خوش به حال ثنا و ثمین جون که مامان به این خوبی داره تزیناتتم خیلی خوب شده نوش جونتون باشه
طرز تهیه دسر گذاشتم دوست داشتی بیا ببین
از طرف منم دخملای نازتم ببوس


ممنون گلم.به پای دست پخت شما که نمیرسه
حتما.اومدم...
مامان ریحانا
13 اسفند 90 11:01
سلام
چشمتون روشن
به به مامان هنرمند
نوش جونتون خوش بگذره


چه کنیم دیگه!ما اینیم
دختر عموی مامانی، راضیه
13 اسفند 90 17:50
سلام آجی جون
به به راستش نمی فکریدم دست پختت اینقدر خوب باشه،از رنگ و روی پیتزاتون معلومه یه کدبانو اونا رو درست کرده
چند وقت پیش که خونتون بودم ( منظورم خونه پدریتونه ) از مربایی که درست کرده بودین خوردم واقعا خوشمزه بود
آفرین به ثنا خانوم که همیشه به مامانش کمک می کنه


یادم نمیاد.آخه مرباهای خودم رو هم بیشترشو مامانم درست موکونه.حالا مربای چی بود؟
مامان حنا
14 اسفند 90 3:43
سلام عزیزم
در مورد قالب ژله باید بگم که اگه قالبت سیلیکونی باشه که باید ظرف بزرگی مثل کاسه بزرگ یا قابلمتو پر آب داغ داغ که یا جوشونده باشی یا آب سماور باشه بریز و قالب سیلیکونیت رو توش نگه دار و خوب تکونش بده تا 30 ثانیه و بعد که دیدی ژلت از قالب جدا شده داخل ظرف سروت که خیسه برش گردون و سرش بده به هر طرف از ظرفت که دوست داری اما اگه قالبت از این فلزیا یا چی میگن آلومینیومی سریع قالبت رو بزار توی آب جوش و 10 ثانیه یا کمتر تکونش بده و برش گردون داخل ظرف سروت اگه هم میترسی یه خورده با قلمو یا برس کم چربش کن ولی نکردی هم مشکلی نیست چون با آب جوش خیلی راحتتر میتونی ژله قالبی در بیاری
بعد هم سعی کن برای ژله هایی که خودت درست میکنی نه اون آماده ها که میوه ای هستن پودر ژلاتین زیاد بریز چون انسجامش زیاد میشه
امیدوارم تونسته باشم به دوست خوبم کمکی کرده باشم
راستی شما اینجا آشنا دارید یعنی دزفولو میگم تقریبی می تونی بگی کجا زندگی می کنن اگه دوست داشتی جواب بده والا اصلا ناراحت نمیشم
ببببببببوووووووووووووسسسسسسسس


مرسی خانومی.کلی به زحمت افتادی.الانه میام...
مامان ماهان عشـــــــــ❤ــق
14 اسفند 90 14:42
آفرین عجب هنرنمایی کردینا.خوش به حال دختراتون با مامان هنرمند و با حوصله شون.


شما که ماشااله خودت پای حوصله هستی عسیسم
مامان علیا
14 اسفند 90 16:02
سلام
چشمتون روشن
وااااااااااااااااااااای بزن کف مرتب به افتخار مامان کدبانو_باسلیقه_وهنرمند


وااااااااااای هوراااااااااا
خاله جون
14 اسفند 90 16:42
چشمتون رووووووشن خانمی
ای جانم ماشالله به این دختر_دختربه مامانش میره دیگه.
بابا ایول هنرمند


شرمنده میفرمائید عزیزم
خاله جون
14 اسفند 90 16:44
راستی خوب شد ادرس مامان حنا گذاشتید اخه من همیشه دنبال شیرینی وغذاهای جدید هستم.
وعاشق اینم که درستشون کنم دستت درد نکنه



خوشحالم که یه دوست دیگه به دوستای دوستم اضافه میشه
مامان علی
14 اسفند 90 17:09
به به چه بانوی هنرمندی چه سلیقه ای حتما دخملیها هم به خودتون میرن دیگه . چشمتون هم روشن از دیدن برادر گرامی امیدوارم شادیهاتون همشه برقرار باشه


خواهش موکونم.ممنون
دختر عموی مامانی، راضیه
14 اسفند 90 18:58
ولی زن عمو گفت شما درست کردین
فکر کنم بید بود


ما که هرچه می فکریم،چیزی یادمان نمی آید
مامان زینب
14 اسفند 90 23:31
بابا سلییییییییققققققققققههههههه
بابا آششششششپپپپپپپزززززززز
خیلی قشنگ بود


دیگه وقتی که مامان زینب از ادم تعریف کنه یعنی دیگه خیلی شاهکار شده.ممنونم عزیزم
خاله سودابه
15 اسفند 90 2:41
خوب اسم کوچیکت نمیدونستم همینجوری پروندم
نه عسیسم اونروز من همش خونه بودم بلا به دور مطب چیه احوالمونم بهم زدی
امروز تولد خاله سودیه شما هم دعوتین
منتظر حضورتون هستم


ایشااله که همیشه سالم باشی.اومدیم با دسته گل
مامان اسراواسما
15 اسفند 90 8:07
سلام مامان خانومی کدبانووووووووووووبه به چه پیتزاییدستت ندرده عزیزم و نوش وجودتوندخملیاتو ببوس


ممنونم
مامان تارا
15 اسفند 90 8:58
سلام مامان ثنا خوبين؟ هزارماشاءالله چه دختراي نازي دارين چشم نخورن
راستي شما اهل كجايين؟ لباس محلي كه ثنا جون پوشيده بود شبيه لباس محلي ماست
با افتخار لينكتون ميكنم


عزیزم ما تقریبا 2 ساله که اومدیم بوشهر.قبلش شیراز بیدیم
مامان سارینا
15 اسفند 90 11:06
سلام خاله جون . ماشالله هزار ماشالله حسابی هنرمند هستید . آفرین به ثنا گلی ناز که همیشه به مامانیش کمک میکنه .دست کارتون حرف نداره خاله از قیافش مشخصه که مزش هم خوبه . نوش جوونتون . چه خبرا از وروجک ناز ما ؟ ثمین گلی چیکار میکنه خاله ؟ دخملیهای نازتو حسابی ببوس


مرسی که جویای احوالاتمون هستی عسیسم
عمه نرگس
15 اسفند 90 13:58
جوووووووووووووووووووووووونم زن داداش. کلی سرافرازمان کردی با هنرمندی هایت.


باریکلا رضا جون به سلیقه ت

چه خوشکلن ماهیا


اوووووووووووه.ای ول خواهر شوور.مرسی ازتمجیدت
مامان سارا
15 اسفند 90 16:23
آدم دلش نمياد اينارو بخوره كه


ثنا هم همین رو میگفت
مامان عسل
15 اسفند 90 17:38
به به دستتون درد نکنه چه با سليقه
خاله مهتــ♥ـــاب
16 اسفند 90 9:34
منــــــــــــــــــــــم از اینــــــــا وخوااااااااااااااااامممم



تو ویا برات درست وکنم